ساکت آخرین ایران پروژه همکاری ایرانی

ساکت: آخرین ایران پروژه همکاری ایرانی بازیگر سینمای قرارداد بازیگری سینمایی بازیگران

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری گفت‌ و گو با «مهدی سلطانی»، لوطیِ عاشق پیشه‌ی شهرزاد

مهدی سلطانی را می‌توان در زمره بازیگرانی به حساب آورد که با تلاش و دانش و صبر، اتفاق‌های ویژه‌ای رقم می‌زنند. حضورش در صحنه تئاتر از وقت همکاری با «گروه زیتون»

گفت‌ و گو با «مهدی سلطانی»، لوطیِ عاشق پیشه‌ی شهرزاد

گفت و گو با «مهدی سلطانی»، لوطیِ عاشق پیشه ی شهرزاد

عبارات مهم : خشونت

مهدی سلطانی را می توان در زمره بازیگرانی به حساب آورد که با تلاش و دانش و صبر، اتفاق های خاص ای رقم می زنند. حضورش در صحنه تئاتر از وقت همکاری با «گروه زیتون» شروع شد و رفته رفته مخاطبان تلویزیون و سینما با صورت و بازی او آشنا و آشنا تر شدند.

مهدی سلطانی را می توان در زمره بازیگرانی به حساب آورد که با تلاش و دانش و صبر، اتفاق های خاص ای رقم می زنند. حضورش در صحنه تئاتر از وقت همکاری با «گروه زیتون» شروع شد و رفته رفته مخاطبان تلویزیون و سینما با صورت و بازی او آشنا و آشنا تر شدند. هاشم دماوندی سریال شهرزاد به جز پرداخت شخصیت در متن، به واسطه بازی تأثیرگذارش هم برجسته تر شده است است و در فصل دوم شاهد اتفاقات خاص تری در شخصیت پردازی او هستیم. به همین انگیزه و به مناسبت اتمام فصل دوم این مجموعه با مهدی سلطانی به گفت وگو نشستیم. با او راجع به نگاهش به این شخصیت و البته سریالی که به فصل سوم ساختش رسیده است صحبت کردیم.

در جایی از شما خواندم که اساسا نقش را قضاوت نمی کنید و از دریچه چشمان نقش به اطراف نگاه می کنید، این شاخصه تا چه حد برآمده از فردیت شماست؟

کم وبیش این گونه ام. آدمی هرچقدر در کوچه بعد کوچه های سرنوشت زیاد تردد می کند و بر تجربیاتش افزوده می شود به این نتیجه می رسد که انسان ها همه «گنهکاران بی تقصیرند». شرایط محیطی و وراثت است که شخصیت ما را شکل می دهند و انسان در مواجهه با کنش ها، متناسب با شخصیتش تصویر العمل نشان می دهد. ازاین رو تصویر العمل آدم ها نسبت به یک امر مشابه، ممکن است متفاوت باشد و همین باعث می شود که نسبت به تعاریف بشری در فرهنگ های مختلف، یکی خوب به نظر برسد و دیگری بد.

درصورتی که رفتارهای متفاوت، برآمده از شرایط متفاوتند. بحث در رابطه با این موضوع، به دایره مبهم جبر و اختیار برمی گردد که بسیار گسترده است و مجال پرداختن به آن در اینجا میسر نیست، ولی در رابطه با بازیگری، به خاص از نوع واقع گرایی اش، قضاوت نکردن نقش ازسوي بازیگر، یک اساس یا یک ضرورت حیاتی است.

اگر ما دنیا را از دریچه شخصیت نمایشی نبینیم، آنچه ارائه می شود مطلقا یا اهریمن است یا اهورا و از آنجایی که در دنیای واقعی همه چیز نسبی است و نه مطلق، آنچه دیده می شود موجودی تک بُعدی، نامأنوس، غیرقابل پذیرش و فاقد جذابیت است که چون نمی تواند ارتباطی با مخاطبش برقرار كند، اخته و بی ارزش و بی تأثیر هم هست.

هاشم دماوندی شخصیتی است که مدام بین مصلحت و اخلاق و وظیفه در رفت وآمد است و مخاطب مدام منتظر واکنشی از اوست. کمی از رنگ آمیزی نقش در فصل دوم سریال صحبت کنیم. پیشنهادی جهت این شخصیت به حسن فتحی داشتید؟

گفت‌ و گو با «مهدی سلطانی»، لوطیِ عاشق پیشه‌ی شهرزاد

رمان نویس، خود به تنهایی در صدها و بلکه هزاران صفحه، شخصیت و شرایط مفروضش را توصیف می کند تا ما با کمک تخیلمان وارد دنیایی شویم که کاملا ساخته وپرداخته ذهن نویسنده هست، ولی در درام این گونه نیست. درام نویس، ذهنیت خود را راجع به یک کاراکتر روی کاغذ می آورد و بازیگر آن را با ذهنیت خود مخلوط می کند و به عینیت درمی آورد. او این کار را با کمک کارگردان انجام می دهد، ولی در درام، حتی کار به اینجا ختم نمی شود، عنصرهای دیگر نمایشی و گروه های متعدد فنی و هنری هم در فراهم کردن شرایط مناسب جهت روایت قصه یا ایجاد یک اتمسفر مؤثرند. این خاصیت اجتناب ناپذیر درام است و اگر قرار باشد یک اثر دراماتیک، خروجی خوبی داشته باشد، تعامل بازیگران و صورت های معروف با همدیگر امری مهم هست. بازیگر اگر پیشنهادی جهت ارائه نقشش نداشته باشد، یعنی اینکه خلاق نیست.

این بازیگر یا بی استعداد است یا بی تفاوت یا بی انگیزه که نه تنها هیچ کمکی به ساخت اثر نمی کند، بلکه محصولی مخرب و آفت زده به بار می آورد. هیچ باغبانی از محصول آفت زده سودی نمی برد. هیچ تیم فوتبالی با بازیکنان بی انگیزه و خنثی به جایی نمی رسد و هیچ کارگرداني با درایت و کاربلدی مانع پیشنهادهای خلاقانه متناسب با کار نمی شود. خوشبختانه آقای فتحی کارگردانی بادرایت و کاربلد هست. به این ترتیب، هاشم دماوندی به عنوان یک شخصیت دراماتیک ازسوي نویسندگان نوشته شد و سپس ازسوي بازیگر به اجرا درآمد و با مدیریت کارگردان، با عنصرهای دیگر درام هماهنگ و در قالب یک اثر تصویری ارائه شد.

بسیاری از مخاطبان به پررنگ شدن فضاهای اکشن و پرهیجان در فصل دوم سریال اشاره می کنند که کمی با تم اجتماعی- باعشق سریال در تضاد هست. نظر شما دراین باره چیست؟

به اعتقاد من این ضرورت قصه و درام هست. اگر مناسبت را به یک قطار تشبیه کنیم و قصه را به مسیر راه آهن؛ این قطار جهت رسیدن به مقصد مجبور است از مناطق متفاوت عبور کند؛ مناطق سرسبز، کوهستانی، کویری و… . قطار نمی تواند هر لحظه از جنگل بگذرد در صورتی که مقصد آن سوی کویر هست. دنیای واقعی هم همین است.

این خاصیت درخت واقعیت است که با نهال خشونت پیوند زده شده است هست. البته از منظری این تنوع جغرافیایی، چون ایجاد تنوع می کند می تواند جالب هم باشد. از سوی دیگر، گاهی پدیده ها در تضاد است که هویتشان پدیدار می شود. اگر تاریکی نباشد، روشنایی معنایی ندارد. قشنگی در کنار زشتی تعریف می شود.

عشق در کنار خشونت است که ارزش هایش را با تلألوی بیشتری نمایان مي كند. به لحاظ استعاری یا نمادین، هرجا علاقه بمیرد یا سرکوب شود، جایش را خشونت می گیرد. احترام و مهربانی محصول علاقه است و خشونت و انتقام محصول تحقیر. اساسا یکی از بن اندیشه های سریال شهرزاد پرداختن به همین عنوان هست. شخصیت های نمایشی در شهرزاد هرکدام به تناسب رویدادها و موقعیت هایی که با آن روبه رو می شوند ناگزیر، دست به رفتاری می زنند که گاهی خشونت بار است و این ریشه در واقعیتی دارد که در آن زندگی کرده اند. شاید اگر سریال به فصل های مجزا تقسیم نمی شد و همه این قصه در یک فصل واحد اتفاق می افتاد، پذیرش این روند از سوی مخاطب، بدون مقایسه فصل ها، بهتر صورت می گرفت.

هاشم دماوندی و گذشته و رابطه باعشق ای که در فصل دوم سریال به آن اشاره شد، شمایل دیگری از این شخصیت را به مخاطب نشان داد و به نظر می رسد آخر رابطه گذشته آنها و تأثیرش در وقت حال ادامه داشته باشد، در مورد این فصل از زندگی هاشم صحبت کنید. نگاه شما به این عنوان چیست؟

اساسا ایجاد عواطف، احساسات یا هیجانات معنوی از اراده و اختیار انسان ها به دور هست؛ یعنی اینکه در شرایط نرمال، ما نمی توانیم بالاجبار از کسی متنفر باشیم یا خوشمان بیاید. اگر میوه ای ترش است حس چشایی ما قادر نیست خلاف قاعده عمل كند و آن را شیرین یا شور احساس کند، مگر اینکه اختلالی در حس ما وجود داشته باشد یا ما بیمار باشیم. پدیده علاقه و دلدادگی هم از این قاعده مستثنا نیست. علاقه و عاشقی سن و جنسیت نمی شناسد. به اختیار نمی آید و به اختیار هم نمی رود. پدیده ای است که با چون وچرا و اماواگر بیگانه است.

ما نمی توانیم از میان برداریمش، تنها می توانیم مدیریتش کنیم. در سریال شهرزاد کیفیت علاقه و دلدادگی متناسب با شخصیت، جنسیت، سن، جایگاه اقتصادی و اجتماعی آدم ها اتفاق می افتد. دلدادگی هاشم و بلقیس، عشقی است که هیچ گاه به وصلتی نینجامیده و با توجه به شرایط موجود به نظر می رسد که به وصلتی هم نینجامد و این یک تراژدی هست؛ یک تراژدی بزرگ که می تواند با فوت استعاری انسان مترادف شود.

هاشم در قبرستان خطاب به فرهاد می گوید: «عشقی که امید به وصلت درش نباشه، همسایه دیواربه دیوار مرگه» و البته به روایتی، اگر علاقه به وصلت منجر شود کیفیت و ماهیتش را از دست می دهد، لیکن به گفته بزرگ آقا در این دنیا اساس بر نرسیدن است و این اساس تلخ در رابطه با هاشم و بلقیس به واقعیتی تراژیک منجر می شود.

این سریال قهرمان هایی دارد که هرکدام تأثیری در پیشبرد داستان دارند. از نظر شما فصل دوم سریال به جهت پرداختن به شخصیت ها چطور است؟

مهدی سلطانی را می‌توان در زمره بازیگرانی به حساب آورد که با تلاش و دانش و صبر، اتفاق‌های ویژه‌ای رقم می‌زنند. حضورش در صحنه تئاتر از وقت همکاری با «گروه زیتون»

البته شخصیت های دیگری هم نوشته شده است بودند که از بین بردن شدند. این شخصیت ها هرکدام به تنهایی قصه ای جالب و دراماتیک داشتند، ولی به علت اینکه ممکن بود داستانک های آنها، مزاحم روایت قصه مهم شود کنار گذاشته شدند، ولی شخصیت هایی که در فصل دوم اضافه شدند و حضور دارند درواقع آنهایی هستند که در پیشبرد قصه و درام نقش مهمی ایفا می کنند که در فصل سوم زیاد متوجه تأثیرات حضور آنها خواهیم شد.

شهرزاد از جمله سریال هایی است که استمرار پیدا کرد. بعضی از افت کیفی مجموعه در فصل دوم صحبت می کنند. تا چه حد این انتقاد را می پذیرید؟

ممکن است بعضی از قسمت ها رضایت مخاطبان را زیاد جلب کرده باشد و بعضی قسمت ها کمتر، همان طور که در فصل اول هم این گونه بود. در فصل اول هم بینندگان از بعضی قسمت ها راضی تر بودند. من این را افت کیفی فصل تعریف نمی کنم.

حتی در فصل دوم تلاش شد غلط های و غفلت های فنی و غیرفنی فصل یک تکرار نشود، با وجود بعضی حاشیه ها، کارگردان و دست اندرکاران فنی و هنری تلاش کردند با وسواس و دقت بیشتری به کار تولید بپردازند. البته لزوما قرار نیست داستان و درام کاملا موافق خواسته مخاطبان ادامه یابد و چون این اتفاق نمی افتد ممکن است گروهی سرخورده و ناراضی شوند. بعضی روابط باعشق را می پسندند، بعضی هم طالب رویدادهای اکشن و هیجان انگیزند.

در هر صورت این خاصیت درام است که به موقعیت های متفاوت سرک می کشد و از آنها می گذرد و گاهی این امر همچون زندگی واقعی اجتناب ناپذیر هست. گاهی از بی علاقگی از چیزهایی دوری می کنیم که ممکن است همان چیزها جهت دیگران جذابیت داشته باشند.

روند بازی شما و حضورتان در سینما یا تلویزیون تا حد زیادی برآمده از دانش و صبری است که سال ها جهت آن تلاش کردید و از نظر من شما نمونه صبر و تلاش براي رسیدن به نشانه هستید. اگر قرار باشد جهت نسل جوان علاقه مند به این هنر توصیه ای یا توصیه ای داشته باشید، چیست؟

به طور خلاصه عرض کنم که من هر لحظه تلاش کرده ام در جایگاه مطلوب قرار گیرم و نه در جایگاه طالب. هنگامی که مطلوب یا خواستنی باشید، وقت گزینش دارید که خواسته ها و شرایط را بپذیرید یا خیر، ولی اگر صرفا طالب یا خواهان باشید، این دیگران هستند که شما را گزینش می کنند و در این گزینش ممکن است شرط وشروط های سخت و غیرقانونی هم داشته باشند.

هرچه طالب تر باشید ممکن است مورد سوءاستفاده بیشتری قرار بگیرید و البته به آسانی هم جایگزین جهت شما پیدا می شود، لیکن بسیارند افراد طالبی که هر لحظه تن به شرایط و خواست های سخت تر بدهند، ولی جهت مطلوب شدن باید دانشمان را زیاد کردن دهیم، تلاش کنیم و صبر و استقامت داشته باشیم. البته تلاشمان باید با دیدی واقع گرایانه و در مسیری درست و متناسب با استعداد و توانایی هایمان باشد، در غیر این صورت صبر، تلاش و استقامتمان، به نتیجه ای نمی رسد.

روزنامه شرق

واژه های کلیدی: خشونت | سریال | سریالی | بازیگر | بازیگری | بازیگری | بازیگران | اخبار فرهنگی و هنری

گفت‌ و گو با «مهدی سلطانی»، لوطیِ عاشق پیشه‌ی شهرزاد

گفت‌ و گو با «مهدی سلطانی»، لوطیِ عاشق پیشه‌ی شهرزاد

نویسنده : getblogs